حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا

حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا


شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۴ ق.ظ

فلسفه- درس هشتم

حکم  چهارم : «معدوم را نمی توان اعاده کرد»

 

چیزی که نابود شد نمی شود آن را عینا تکرار کرد. میتوان شبیه آن را تکرار کرد اما عین آن را نمیتوان در وقت دیگری بازگرداند.

انسان هر روزی که وجود دارد، وجود امروزیش مثل وجود دیروزیش است، اما عینِ آن نیست. یعنی همان دیروزی نیست. وجود دومی زمانی دارد غیر زمان اولی، لذا  می شود مثل اولی، نه عین آن.

«عین شیء، خودِ آن شیئ است»؛

و محال است وجودی که قبلا بوده، عین همان، دوباره بیاید.

 

علت:

اینکه یک شیء بخواهد هم آن وقت موجود باشد هم الان موجود باشد، یعنی یک شئ باید دو شیء باشد و این غیر ممکن است. یعنی لازمه اش این است که شیء واحد در عین وحدت، کثیر باشد و این محال است.

اگر وجودی تکرار شود این وجودِ نو، غیر آن اولی است و مثلِ آن، نه عینِ آن.

 

جناب ابن سینا فرمودند:

بدیهی است که اعاده معدوم بعینه محال است. اعاده یعنی دوباره بازگرداندن. می گوییم معدوم شده، پس دوباره نمی توانیم آن را برگردانیم. و اگر ایجاد شود، ایجادِ جدید است.

 

 بعضی از متکلمین فکر کرده اند برای توجیه معاد باید معتقد باشند اعاده معدوم حتمی است چون معاد حتمی است. حال آن که از نگاه ما مرگ به معنی معدوم شدن نیست که اعاده ای رخ دهد.

 

بیان حضرت علامه:

"...چون وجود مساوى با تشخّص و عینیت است، و اگر بخواهد یک وجود عینى دو وجود باشد، لازمه ‏اش این است که یک شخص در عین یک شخص بودن دو شخص باشد، این خلاف فرض و تناقض است".

 

 

بخش دوم وجود خارجى و ذهنى‏

 

 پس از بخش اول که مباحث کلی وجود را مطرح کردیم در ادامه به احکام وجود می پردازیم. یکی از این احکام وجود خارجی وذهنی است.

برای تفسیر حقیقت علم، بحث هایی راجع به وجود ذهنی مطرح می کنند.

علم چیست؟ «حضور صورة الشیء عند العقل». صورت اشیاء در ذهن حاضر باشد. صورت ذهنی همان وجود ذهنی است.

  

سه قول پیرامون تفسیر این حقیقت علم مطرح می شود:

1 ـ قول مشهور فلاسفه: بر ماهیّت (مثل انسان) دو نحوه وجود عارض می شود:

الف) وجود خارجی: و آن وجودی است که در آن از ماهیّت (انسان) آثار مطلوبة آن سر می زند. (به قول علاّمه طباطبائی: «مترتّب می شود») مثال خیلی روشن آتش است که آثار مطلوبه آن احراق و سوزاندن است. چه وقتی می سوزاند؟ وقتی وجود خارجی پیدا کند.

 

انسان دارای ذاتیّات و عرضیّات خاصّ خودش است؛ و به تبع آن دارای یک سری آثار است. مثلاً چون جوهر است برای تحقّقش نیاز به موضوع ندارد (فقط اعراض نیاز به موضوع دارند). چون جسم است دارای أبعاد ثلاثة (طول، عرض، ارتفاع) است، چون نامی است در حال رشد است، چون ناطق است دارای تفکّر است (که به اینها کمالات اوّل گویند و آن کمالاتی است که از ذات انسان عارض می شود) .

یک سری از امور هم هستند که از عرضیات انسان صادر میشوند، مثلا چون ضاحک است می خندد. به آثار اعراض انسان نیز کمالات ثانوی گویند).

 

ب) وجود ذهنی : قسمی که در آن آثار مطلوب از ماهیّت بروز نمی کند. آتش را اگر تصوّر کنی، وجود ذهنی است لذا سر شما داغ نمی شود. تصوّر آتش موجب سوزاندن نمی شود.

 

نتیجة این قول و مسلک:

اوّلاً: موجود ذهنی داریم.

ثانیاً: این موجود ذهنی همان ماهیّت است (آن وجود ذهنی و وجود خارجی اتّحاد ماهوی دارند ـ یعنی یک ماهیّت است که در دو جا بروز و ظهور پیدا می کند ـ) و علم عبارت است از: ماهیّتی که وجود ذهنی پیدا کرده است.

 

توضیح بیشتر:

وقتی ما انسان را در ذهن تصور می کنیم یعنی «مفهوم انسان ناطق» پیش ما هست. این مفهوم، همان ماهیت است.

اگر این انسان ناطق در خارج موجود شود، آثار دارد. ولی اگر ماهیت در ذهن بیاید یک مفهوم بیش نیست و آثار ندارد.

مفهوم انسانی که در ذهن است تعقل نمی کند، رشد و نمو ندارد و ...

پس: ماهیت وقتی با وجود ذهنی موجود شود، آثار ندارد و وقتی با وجود خارجی موجود شود، آثار دارد.

این عقیده فلاسفه است.

 

اقوال بعدی را در درس ینده بررسی خواهیم کرد.

 


منابع:

- بدایة الحکمة، علامه محمد حسین طباطبایی رحمة الله علیه

- خلاصة بدایة الحکمة، سیّد محمّد صادق حسینی علم الهُدی

- خلاصة بدایة الحکمة، محمد حسین رحمانیان

- دروس صوتی استاد فیاضی- جلسه چهاردهم

۹۶/۰۳/۰۶
مدیریت حوزه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی