حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا

حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا


دوشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۰۳ ب.ظ

فلسفه- درس پنجاه و یکم

اقسام واحد

 

واحد بر دو قسم است:

واحد حقیقی: آن است که لذاته متصف به وحدت می شود و واسطه در عروض ندارد. یعنی وحدت وصف خودش است، نه وصف برای چیز دیگری که با آن نوعی ارتباط دارد. مانند: یک کتاب، یک انسان.

واحد غیرحقیقی: لذاته متصف به وحدت نمی شود و در این اتصاف نیاز به واسطه در عروض دارد. مانند: انسان و اسب که فی حد نفسه هر یک کثیر هستند، اما اگر جنس آن ها را در نظر بگیریم که «حیوان» است و حیوانیت یک امر واحد است و در هر دو هم تحقق دارد، می توان انسان و اسب را به عرضِ حیوانیت، واحد دانست و گفت: انسان و اسب یکی می باشند.

 

اقسام واحد حقیقی:

واحد حق: ذاتی است که عین وحدت است. (عین وحدتِ عینی، نه عین مفهوم ذهنیِ وحدت) چنین واحدی، چون وحدت عین ذات آن است، فرض کثرت در آن محال است. مانند: وحدتی که صِرف از هر حقیقتی از آن برخوردار است.

واحد غیر حق: ذاتی است که متصف به وحدت می باشد و وحدت بر آن عارض شده و زائد بر ذات آن است. مانند: یک انسان

 

اقسام واحد غیرحق:

واحد خصوصی: همان واحد عددی است که در اثر تکرار آن عدد ساخته می شود و مبدأ اعداد است (هرچند در اصطلاح فلاسفه، خودش عدد نیست)

واحد عمومی: در عین حال که یک چیز است، کثیر را در خود می گنجاند و افراد متعدد دارد، مانند ماهیت انسان یا ماهیت حیوان.

 

نکته: تفاوت واحد عمومی (که از اقسام واحد حقیقی است) با واحد غیرحقیقی: اگر خود آن امر جامع (واحد عمومی) را متصف به وحدت کنیم، این اتصاف حقیقی است (مانند اتصاف حیوان به وحدت)، ولی اگر کثرت مندرج در آن را متصف به وحدت کنیم، این اتصاف غیرحقیقی خواهد بود (مانند اتصاف انسان و اسب به وحدت از این جهت که در حیوانیت یکی هستند)

 

اقسام واحد خصوصی:

1) واحدی که نه تنها به لحاظ وصف وحدتش انقسام پذیر نیست، بلکه به لحاظ موصوف به وحدت نیز قابل انقسام نیست و خود دارای چند قسم است:

الف) موصوف به وحدت، خود وحدت باشد. یعنی وصف و موصوف یکی باشد که همان مبدأ اعداد است. (همانگونه که وجود، خودش ذاتاً موجود است، وحدت نیز ذاتاً واحد است)

ب) موصوف به وحدت خود وحدت نباشد، و در عین حال دارای وضع باشد، یعنی بتوان به آن اشارۀ حسی کرد. مانند نقطه (هم از جهت اینکه واحد است انقسام پذیر نیست، هم خودش چون فاقد بُعد و امتداد است، انقسام پذیر نیست، در عین حال دارای وضع است)

ج) موصوف به وحدت، خود وحدت نباشد و دارای وضع هم نباشد که طبعا غیرمادی خواهد بود، اما در عین حال نوعی تعلق به ماده داشته باشد. مانند نفس (هم به لحاظ وحدت و هم به لحاظ مجرد بودن خودش، قابل انقسام نیست)

د) همان قسم پیشین که هیچ تعلقی به ماده نداشته باشد (مجرد تام)

 

2) واحدی که اگر چه به لحاظ وصف وحدتش قابل انقسام نیست، اما به لحاظ طبیعتِ موصوف به وحدت، قابل انقسام باشد که خود دو قسم است:

الف) چیزی که خودش ذاتاً قابل انقسام باشد، مانند کمیات. (که از آن جهت که امر واحد هستند، قابل انقسام نیستند، اما خودشان متشکل از اجزای بالقوه یا بالفعل هستند و قابل انقسامند)

ب) چیزی که بالتبع انقسام بپذیرد، مانند جسم طبیعی که به تبع انقسام جسم تعلیمی که بر آن عارض می گردد، منقسم می شود.

 

اقسام واحد عمومی

1) واحد به عموم مفهومی: مفهوم واحدی که کلیت دارد و شامل افراد متعدد می شود و سه قسم است: واحد نوعی (مانند انسان)، واحد جنسی (مانند حیوان) و واحد عرضی (مانند خندان، رونده)

2) واحد به عموم سِعی: به معنای گستردگی وجودی و وجود منبسط است که به آن فیض مقدس و نفس رحمانی نیز گفته می شود و مقصود از آن تجلی افعالی خداوند است، یعنی ظهور ذات الهی در هر یک از مظاهر ماهیت های امکانی. به طور خلاصه، وجودی است که با آنکه یکی است، با مراتب مختلفش همۀ موجودات را دربر می گیرد.

 

اقسام واحد غیرحقیقی:

در بالا ذکر شد که در واحد عمومی، وحدت به همان امر جامع نسبت داده می شود، مثلا گفته می شود: «انسان واحد نوعی است» یا «حیوان واحد جنسی است». در واحد غیرحقیقی، وحدت به امور کثیری که تحت آن امر جامع قرار دارند نسبت داده می شود. مثلا گفته می شود: «حسن و حسین واحد بالنوع هستند» یا «انسان و اسب واحد بالجنس هستند»

به این ترتیب وحدت غیرحقیقی، در اثر اختلاف جهتِ وحدتِ عرضی آن، نام های متفاوتی پیدا می کند:

تماثل: وحدت در معنای نوع

تجانس: وحدت د رمعنای جنس

تشابه: وحدت در کیف

تساوی: وحدت در کمّ

توازی: وحدت در وضع

تناسب: وحدت در نسبت.

 

تقسیم بندی کلی اقسام واحد در نمودار زیر مشخص است:

 

 


منابع

ترجمه و شرح بدایه الحکمه، دکتر علی شیروانی، جلد 2

۹۶/۱۰/۱۸
مدیریت حوزه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی