حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا

حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا


شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ق.ظ

فلسفه- درس پنجاه و ششم

بخش نهم: سبق و لحوق قدم و حدوث

 

فصل اول: معنای سبق و لحوق و اقسام آن

موضوع این فصل از بحث های کهن در فلسفۀ الهی است که از آن با تعابیر مختلفی مانند: قبل و بعد، تقدم و تأخر، سبق و لحوق، پیشی و پسی یاد شده است.

مفهوم تقدم و تأخر: گاهی دو چیز هر دو نسبتی با یک مبدأ مفروض دارند و از این جهت با هم مشترک اند، اما درجه و میزان این نسبت در آنها مختلف است و حظ و بهرۀ یکی از آن نسبت بیشتر از دیگری است. به همین دلیل به آن که بهرۀ بیشتری از نسبت مشترک دارد، متقدم (دارای تقدم) و به دیگری متأخر می گویند.

به عبارت دیگر، هر گاه چیزی را که دو شیء دیگر با آن نسبت دارند به عنوان مبدأ در نظر بگیریم و آن دو شیء به گونه ای باشند که آن مقدار از نسبت خاص با مبدأ را که شیء دوم دارد، شیء اول نیز داشته باشد، اما همۀ آن چه را شیء اول دارد، شیء دوم نداشته باشد، در این صورت این حالت خاص شیء نخست، یعنی بیشتر بودن نسبتش با مبدأ را تقدم و آن حالت خاص شیء دوم یعنی کمتر بودن نسبتش با مبدأ را تأخر می نامیم.

مفهوم معیّت (همراهی): اگر بین دو شیء مزبور، تفاوتی در نسبت مشترکشان نباشد، حالت خاص آن دو را نسبت به آن مبدأ، معیت و خود آن دو را معان (دو چیز همراه) می نامیم.

به طور خلاصه، معیت به معنای عدم اختلاف دو امر در معنایی است که شأنیت اختلاف در آن معنا را دارند. یعنی معیت عدم ملکۀ تقدم و تأخر است.

  

مثال) در سلسلۀ اعداد، اگر عدد یک را مبدأ بگیریم، عدد دو بر عدد سه متقدم است. همچنین عدد چهار بر عدد سه تاخر دارد.

مثال) در صف نماز جماعت، اگر محراب را مبدأ در نظر بگیریم، امام که به محراب نزدیکتر است، متقدم و مأموم که دورتر است، متأخر نامیده می شود. همچنین مأمومین صف های جلوتر بر مأمومین صف های عقب تر تقدم دارند. در اینجا نسبت مشترک همان «قرب یا نزدیکی به محراب» است که مقدار این نسبت برای متقدمین و متأخرین متفاوت است.

مثال) دو حادثه که در یک زمان رخ می دهند، معان هستند، زیرا در عین حال که هر دو زمانمند هستند و صلاحیت تقدم و تأخر دارند، با هم رخ داده اند. همچنین دو مأموم که هر دو در یک صف جماعت ایستاده اند نسبت به محراب.

 

نکته: با توجه به اینکه متقدم و متأخر اشتراکشان در نسبت داشتن به یک مبدأ مفروض و اختلافشان نیز در میزان همین نسبت می باشد، بنابراین این دو مفهوم به تشکیک باز می گردند. به این ترتیب که تشکیک وصف برای آن امر مشترک (نسبت) است و تقدم و تأخر وصف مصادیق آن امر مشترک است.

  

اقسام تقدم و تأخر

فلاسفه با بررسی موارد گوناگون، انواعی برای تقدم و تأخر یافته اند که در اینجا به شرح آن ها و بیان ملاک تقدم و تأخر (نسبت مشترک) در هر قسم می پردازیم:

 

1) تقدم و تأخر زمانی

در این نوع تقدم و تأخر، متقدم و متأخر هرگز با هم موجود نمی شوند و وجود متأخر پس از معدوم شدن متقدم امکان پذیر است. تقدم و تأخر اولا و بالذات از آن اجزای زمان است و حوادث واقع در زمان ثانیا و بالتبع به آن متصف می شوند.

ترتیب میان اجزا و جهت این ترتیب در این نوع امری حقیقی است، نه اعتباری. یعنی دیروز و امروز حقیقتاً پی در پی اند، چه ما به آن توجه بکنیم، چه نکنیم.

ملاک تقدم و تأخر زمانی، همان انتساب به زمان است.

 

2) تقدم و تأخر طبعی

تقدم علت ناقصه است بر معلول.

توضیح: علت ناقصه چیزی است که وجودش برای وجود معلول لازم است، اما کافی نیست. بنابراین بر معلول خود تقدم دارد، یعنی ابتدا علت ناقصه موجود می شود، بعد معلول تحقق می یابد. این اولویت، زمانی، مکانی و مانند آن نیست، بلکه بالطبع است.

ملاک تقدم و تأخر در اینجا همان «وجود» است. معلول تنها در صورتی می تواند وجود داشته باشد که علت ناقصۀ آن موجود باشد، اما علت ناقصه در صورتی که معلول وجود نداشته باشد نیز می تواند موجود باشد، پس نسبتش به وجود بیشتر از نسبت معلول به وجود است.

 

3) تقدم و تأخر علّی

علت تامه بر معلول خود تقدم علّی دارد.

ملاک تقدم در اینجا، «وجوبِ وجود» است. (علت و معلول هر دو تا وجوب نیابند، موجود نمی شوند، ولی چون معلول این وجوب را از علت تامه خود می گیرد، اما علت وجوب خود را از معلول نمی گیرد، پس علت در رتبه ای مقدم بر معلول وجوب دارد.)

 

4) تقدم و تأخر ماهوی (تقدم بالتجوهر)

تقدم علل داخلی نسبت به معلول، مانند تقدم اجزای ماهیت، یعنی جنس و فصل، به خود ماهیت. همچنین تقدم ماهیت به لوازم آن. (همانطور که در مرتبۀ وجود، وجود کل بر وجود جزء متوقف است، در مرتبۀ ذات نیز ذات کل بر ذات جزء متوقف است.)

در اینجا ملاک تقرر ماهیت است. جزء ماهیت، در جوهریت و ماهیت و ذات بودن با ماهیت مشترک است، اما در همان ذات و ماهیت بودن بر کل تقدم دارد.

 

5) تقدم و تأخر به حقیقت

وقتی دو چیز در اتصاف به یک وصف مشترک باشند، اما اتصاف یکی حقیقی و بالذات باشد و اتصاف دیگری مجازی و بالعرض.

مانند اتصاف آب به جریان که حقیقی است و اتصاف جوی آب به جریان که مجازی است. در اینجا آب نسبت به جوی آب در اتصافش به جریان تقدم به حقیقت دارد. همچنین سفیدی نسبت به گچ در اتصافشان به سفید تقدم به حقیقت دارد. (یعنی اتصاف سفیدی به سفید حقیقی و اتصاف گچ به سفید مجازی است)

 ملاک تقدم در این قسم، اصل ثبوت و تحقق (اعم از ثبوت حقیقی و مجازی) است.

این قسم را صدرالمتألهین ره بیان کرده است.

 

6) تقدم و تأخر دهری

تقدم علت تامه بر معلولش است، نه از آن جهت که به آن وجوب می دهد (تقدم علّی) بلکه از آن جهت که وجود علت، جدا از وجود معلول است و قرار گرفتن عدم معلول در مرتبۀ وجود علت.

ملاک تقدم در اینجا، تحقق داشتن در متن عالم وجود است.

مثال) عالم ماده و عالم تجرد عقلی (که علت عالم ماده بوده و بر آن احاطۀ وجودی دارد) هر دو در متن عالمِ وجود تحقق دارند. فرقشان در این است که هر چه از متن عالمِ وجود را عالم ماده اشغال کرده، عالم تجرد عقلی نیز در آنجا تحقق دارد، اما عالم تجرد مرتبه ای از متنِ عالم را اشغال کرده که عالم ماده آن را اشغال نکرده، لذا عالم تجرد متقدم است.

نکته: انفکاک در تقدم دهری، طولی است و انفکاک در تقدم زمانی، عرضی است.

نکته: در تقدم علّی و طبعی، متقدم و متأخر با هم جمع می شوند، ولی در تقدم دهری خیر.

این قسم را سید داماد (ره) بیان کرده است.

 

7) تقدم و تأخر رتبی

در جایی است که چینش و ترتیب خاصی میان چند شیء برقرار باشد و آنها با مبدأ خاصی سنجیده شوند و نسبت دوری و نزدیکی آنها ملاحظه شود.

مبدأ که جهت ترتیب را مشخص می کند، امری قراردادی است، اما اصل چینش می تواند طبعی یا قراردادی باشد.

مثال) ترتیب طبعی (عقلی) مانند ترتیب میان اعداد. مبدأ را هر چه بگیریم، عدد سه بین دو و چهار واقع می شود.

مثال) ترتیب وضعی (قراردادی) مانند ترتیب صف های مأمومین در نماز که می تواند با هم عرض شود.

ملاک تقدم در اینجا، «نسبت قرب و نزدیکی به یک مبدأ معین و محدود»  است.

 

8) تقدم  و تأخر به شرف

در امور معنوی که زیادت و نقصان می پذیرد مطرح می شود، مانند تقدم انسان دلیر نسبت به انسان ترسو در شجاعت. یا تقدم یک فقیه که اعلم است، بر فقیه دیگر در فقاهت.

ملاک تقدم در اینجا، «برتری در ارزش های متعالی» است.

 


منبع:

ترجمه و شرح بدایه، دکتر علی شیروانی، جلد 3 

 

 

 

 

۹۶/۱۰/۲۳
مدیریت حوزه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی