حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا

حوزه علمیه کوچک ما

الامام ُ الرضا علیه السلام: رَحِمَ اللّهُ عَبدًا أحیاء أمرَنا . فَقُلتُ لَهُ : فَکَیفَ یُحیی أمرَکُم ؟ قالَ : یَتَعَلَّمُ عُلومَنا و یُعَلِّمُهَا النّاسَ ، فَإِنَّ النّاسَ لَو عَلِموا مَحاسِنَ کَلامِنا ، لاَتَّبَعونا


بخش اول: مقدمه 

  1-1 از فرمایشات امام خمینی (قدس سره)

 

زمان ها خودشان هیچ مزیتی ندارند بعضی بر بعضی، زمان یک موجود ساریِ متحرک است و متعین، و هیچ فرقی ما بین قطعه ای با قطعه ای دیگر نیست. شرافت زمان ها یا نحوست زمان ها به واسطه قضایائی است که در آنها واقع می شود.

 اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه ای است که در آن زمان واقع می شود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در سرتاسر دهر "من الازل الی الابد" روزی شریفتر از آن نیست، برای اینکه حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده است . حوادث بسیار بزرگی در دنیا اتفاق افتاده است.

 

بعثت

بعثت انبیا بزرگ، انبیاء اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه ای بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست. بعثتی که بعثت رسول ختمی است و بزرگترین شخصیت های عالم امکان و بزرگترین قوانین الهی، و این حادثه در یک همچو روزی اتفاق افتاده است و این روز را بزرگ کرده است و شریف، و همچو روزی ما دیگر درازل و ابد نداریم و نخواهیم داشت...

  

مساله مبعث و ماهیت آن و برکاتش چیزی نیست که بتوان با زبان های الکن ما از آن ذکری کرد و به قدری ابعاد آن زیاد است و جهات معنوی و مادی آن زیاد است که گمان ندارم حتی بتوان حول آن صحبتی کرد.

 

مساله بعثت یک تحول علمی- عرفانی در عالم ایجاد کرد که آن فلسفه های خشک یونانی را که به دست یونانی ها تحقق پیدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد، مبدل کرد به یک عرفان عینی و یک شهود واقعی برای ارباب شهود...

 

حقیقت قرآن 

اگر کسی سِیر کند در فلسفه های قبل ازاسلام و فلسفه های بعد از اسلام و خصوصاً قرن های آخر و عرفای قبل از اسلام، و آن کسانی که در هندوستان و امثال آن یک همچو مسائلی داشتند، و عرفای بعد از اسلام که به تعلم اسلام در این امر وارد شده اند، می فهمد که چه تحولی بعد (از آن ) حاصل شده است. در صورتی که عرفای بزرگ اسلام هم راجل (پیاده) هستند در کشف حقایق قرآن.

 لسان قرآن که از برکات بعثت، از برکات بزرگ بعثت رسول خداست، لسانی است که سهل و ممتنع است. بسیاری شاید گمان کنند که قرآن را می توانند بفهمند، از باب اینکه به نظرشان سهل است.

 

بسیاری از ارباب معرفت و ارباب فلسفه گمان می کنند که قرآن را می توانند بفهمند، برای اینکه آن بُعدی که برای آنها جلوه کرده است و آن بُعدی که در پس این ابعاد است ، برای آنها معلوم نشده است. قرآن دارای ابعادی است که تا رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم مبعوث نشده بودند و قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غیب، نازل نشده بود از آنجا، و با آن جلوه نزولی اش در قلب رسول خدا جلوه نکرده بود، برای احدی از موجودات ملک و ملکوت ظاهر نبود بعد از آنکه اتصال پیدا کرد مقام مقدس نبوی ولی اعظم با مبدأ فیض به آن اندازه ای که قبل اتصال بود، قرآن را نازلتاً و منزلتاً کسب کرد. در قلب مبارکش جلوه کرد و با نزول به مراتب هفتگانه به زبان مبارکش جاری شد.

 

قرآنی که الان در دست ماست ، نازله هفتم قرآن است و این از برکات بعثت است و همین نازله هفتم آنچنان تحولی در عرفان اسلامی، درعرفان جهانی بوجود آورد که اهل معرفت شمه ای از آن را می دانند و همه ابعاد آن و جمیع ابعاد آن برای بشر( هنوز) معلوم نشده است و معلوم نیست معلوم شود. و این از برکات بعثت است اینقدری که معرفت برای اهل معرفت حاصل شده است. این ازنازله کتاب خداست به وسیله نزول بر قلب رسول الله که آن هم از اسرار بزرگ است.

 

معرفت الله

کیفیت وحی از اموری است که غیر از خود رسول خدا و کسانی که در خلوت با رسول خدا بودند ، یا اینکه از او الهام گرفته اند کسی آنرا نمی تواند بفهمد و لهذا هر وقت خواستند معرفی هم بکنند با زبان ما عامی ها معرفی کردند، چنانچه خدای تبارک و تعالی با زبان آن بشرعامی خودش را با شتر معرفی می کند، با آسمان معرفی می کند، با زمین معرفی می کند، با خلق  امثال اینها، برای این است که بیان قاصر است از اینکه آن مطالبی که هست ادا بشود و تا آن حدی که بیان می توانسته ادا کند قرآن ادا کرده است و هیچ کتاب معرفتی ادا نکرده است، آنهایی که ادا کردند به تبع قرآن ادا کردند.

 

اگر قرآن نبود باب معرفت الله بسته بود الی الابد، و آن فلسفه یونانی یک باب دیگری است که در محل خودش بسیار ارجمند است برای اینکه با استدلال ثابت می کند، نه معرفت حاصل می شود،

 وجود خدای تبارک و تعالی از باب دلیل اثبات می شود و معرفت غیر اثبات وجود است و قرآن آمده است که هم اثبات بکند به همان طریقه های متعارف و طریقه های بلکه گاهی نازل تر از آن و هم پرده دیگرش عرفان قرآن است که آن را... در هیچ کتابی نمی یابید، حتی در کتب عرفانی اسلامی که متحول شده است و با عرفان قبل از اسلام بسیار فرق دارد. و تعبیرات قرآنی غیر از آنی است که آنها دارند...

 

انبیاء سلف هم کشف داشتند و هم بسط، اما نه بطور اطلاق، بلکه فی الجمله.

 

اگر چه در این معنی مختلف بودند؛ چنانچه اولوالعزم ها، کشف و بسط حقایق را بیشتر داشتند و وجود نازنین احمدی(صلی الله علیه و آله) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم شد و خاتم پیامبران گردید؛ یعنی به آن نحوی که ممکن است حقیقت کشف شود، برای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) کشف بود و به آن قدری که ممکن است حقایق بسط شود برای حضرت بسط نمود.

 

لذا دیگر ممکن نیست کشف و بسط ،  اَتـَم ازاین باشد تا نبوت دیگری حاصل آید...

(صحیفه امام خمینی » جلد ۱۲ » صفحه ۴۱۹ ۲۷ رجب ۱۴۰۰ ه ق)

  
 
2-1  از وصیت نامه الهی امام خمینی (قدس سره)
 
حضرت امام راحل (رحمه الله علیه) در ابتدای وصیت نامه الهی خود نیز آورده اند : 
 
و بعد، اینجانب مناسب می‌دانم که شمه ای کوتاه و قاصر در باب «ثقلین» تذکر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی، که قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه‌ای که عرفان آن برتمام دایرة وجود، از ملک تا ملکوت اعلی و ازآنجا تا لاهوت و آنچه درفهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بربشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای «ثقل اکبر» و«ثقل کبیر» که از هرچیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است براین دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر که شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلکه مناسب دیدم اشاره‌ای گذرا و بسیار کوتاه ازآنچه براین دو ثقل گذشته است بنمایم. 
 
شاید جملة لَنْ یَفْتَرِقا حتّی یَرِدا عَلَیَّ الْحوَض اشاره باشد بر اینکه بعد از وجود مقدس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ هرچه بر یکی از این دو گذشته است بردیگری گذشته است و مهجوریت هر یک مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. و آیا این «حوض» مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است، یا چیز دیگر که به عقل و عرفان بشر راهی ندارد.
 و باید گفت آن ستمی که از طاغوتیان بر این دو ودیعة رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشریت گذشته است که قلم از آن عاجز است. 
 و ذکر این نکته لازم است که حدیث «ثقلین» متواتر بین جمیع مسلمین است و  د
​ر​
کتب اهل سنت از «صحاح ششگانه» تا کتب دیگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و‌آله وسلم ـ به طور متواتر نقل شده است. و این حدیث شریف حجت قاطع است برجمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و باید همة مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگرعذری برای جاهلان بی‌خبر باشد برای علمای مذاهب نیست...
  
 
بخش دوم: تشرف به حقیقت قرآن
 
​همانطور که حضرت امام به بهترین شکلی بیان فرموده اند، 
قرآن کریم به منزله کشف تام ​
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
​، قله ی معارف بشری است که میان همه موجودات و همه ابناء انسان در همه زمان ها بالاتر از آن ممکن نیست و آن حضرت ​
​نیز به مصداق حدیث گرانمایه و متواتر تقلین، 
میان ما دو چیز به یادگار نهادند: قرآن کریم و شجره طیبه عترت پاکشان
​.
 
​ اما چنانچه از حضرت امام در ابتدای وصیت نامه ​ایشان نقل شد بزرگترین ظلمی که بر این دو یادگار گرانمایه رسول اکرم صلی الله علیه و آله رفته است و می رود، مهجوریت آنهاست و این مهجوریت تا مقام اتصال کثرت به وحدت ادامه دارد.
اما چگونه این مهجوریت قرآن و اهل بیت علیهم السلام را را در حد و اندازه خود بشکنیم و به حضور حقایق قرآنی و معارف روائی بار یابیم؟
 
در طول سده های متمادی که از غیبت آیت کبرای حق، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می گذرد، حوزات علمیه شیعه عهده دار حمل بار گران این دو امانت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بوده اند و در طول این قرون متطاوله علوم و معاف قرآن و اهل بیت علیهم السلام را به بهترین شکلی در حوزه های مختلف فقهی، اخلاقی، تفسیری، تاریخی، اصولی، و ... به خصوص معارفی در دامن خود پرورده اند.
 
 
اوج این معارف الهی را می توان در ظهور نحله ی فقهای عارف یافت که عرفان را به موطن و مولد اصلی آن یعنی تشیع بازگرداندند. شجره طیبه ای که شخصیت هائی چون صدرالمتالهین شیرازی،  فیض کاشانی، قاضی سعید قمی، آقا محمد بیدآبادی ، ملاهادی سبزواری، سید رضی لاریجانی، آقا محمدرضا قمشه ای، ملاحسینقلی همدانی، سید احمد کربلایی و 
میرزا هاشم اشکوری
​،​
 
​(علیهم آلاف التحیه و الثناء) ​
از طلایه دارا
​ ن آن بودند و با بزرگانی ​چون آیت الله سید علی قاضی، آیت الله محمد تقی آملی، علامه طباطبایی، آیت الله محمد تقی بهجت،علامه شعرانی، آیت الله الهی قمشه ای و امام خمینی به اوج رسید.
 
 
بخش سوم: چشم انداز حوزه کوچک ما
 
این حوزه ی کوچک در صدد است تا راه این بزرگان را به همان روش سنتی و در حد وسع و بضاعت مزجاة خود پیموده و از امکانات فضای آنلاین به عنوان راهی برای غلبه بر مشکلاتی نظیر دوری راه و کمبود وقت مدد گیرد. اینجا محلی برای تعلیم و تعلم و 
مباحثه 
​ معارف حوزوی به روش حوزوی ​است. در این حوزه فرض آن است که طلاب محترم چه حضوری و چه از طریق گوش فرادادن به فایل های صوتی اساتید حوزات علمیه، کتب هر مرحله را درس گرفته اند و می خواهند دانش خود را در بوته نقد نهاده و در یک محفل مجازی هم رسانی نمایند.
 
هدف از این سیر علمی به دست آوردن یک دستگاه فکری دینی است که یارای هضم متون دینی و بدست دادن تفسیری ولو اجمالی اما یکپارچه را از معارف  قرآنی و روایی را داشته باشد. به عبارت دیگر در پی آنیم  که با نگاهی مدل گرا بتوانیم از تدبر در قرآن و نشستن بر سر سفره معارف ولایی، برای سئوالات خود، خود پاسخی یافته و اختلافات و ابهامات سطحی میراث اسلامی - شیعی را از منظر تفکر سیستمی رفع نمائیم.
 
برنامه زمان بندی
مراحل و زمان پیش بینی شده برای مباحثه ی این سیر علمی چنانچه در حوزات علمیه مرسوم است اجمالا به قرار زیر می باشد:
  • ادبیات عربی
    ​​
    (شش ماه)
  • ​منطق ​
     (شش ماه)
  • فلسفه 
     (شش ماه)
  • عرفان نظری 
     (شش ماه)​
 
از پیشگاه خداوند متعال و رسول اکرم و عترت پاکش (صلوات الله علیهم اجمعین) خاضعانه مسئلت داریم که ما را در این راه، تا چشیدن حقایق ثقل اکبر و تشرف به بطون فرمایشات ثقل اصغر علیهم السلام راهبری فرماید.

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.